بن بست

نمایشگاه کتاب

پنجشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۳۰ ب.ظ
چهارشنبه 1397.2.19 برای اولین بار نمایشگاه کتاب تهران میدیم.
قبل دیدن نمایشگاه فکر میکردم باید مکانی شیک و چیدمان جالبی داشته باشه اما اینجوری نبود خیلی ساده بود.
غرق کتابای میشی که میخای بخری و بخونیش حیف که ...
لذت بردم از غرق شدن تو کتابا
  • ۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۳۰
  • اینجانب

هیچ تاثیری در زندگی ما نداره چقد خیال باطل

چهارشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۲۹ ب.ظ

با این همه منابع  و ثروت ایران باید دختران و پسران و مردم این سرزمین دارند باید اینقد زجر بکشن و به فنا برن  هیچ تاثیری نداره واقعا نداره . طرف میلیاردی درمیاره و رو گنج خوابه و ژن برتره بله نداره اونور این مرز  و بوم .

همین الان مترو دخترک واکسی

  • ۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۲۹
  • اینجانب

چه بی ثمر میخندم

جمعه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۲۱ ب.ظ

این اهنگ جناب سلطانی هم خوندن دوست داشتین با صدای ایشون هم گوش بدین.


  • ۰۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۲۱
  • اینجانب

.....

يكشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۵۲ ب.ظ

گاهی ترس و‌محدودیت ساخته ذهن فرد است

گاهی ترس و محدودیت را دیگران برای شما ایجاد میکنند

ترس و محدودیتی که در ذهن خود فرد است اگر بخواهد بشکند دیگران نمیگذارنند  درست قضیه اینجانب .

میخواستم امروز محدودیت و ترسی که در ذهنم بود را بشکنم اما دیگران باز محدودم کردن .

میخواستم بدانم ایا واقعا من نمیتوانم چنین کاری را انجام دهم یا دیگران مانعم میشوند که متوجه شدم بیشتر دیگران مانعم میشوند.

من الان پر خشم هستم که چرا دیگران مانعم میشوند چرا نمیتوانم ازادانه حرکت کنم چرا نمیگذارن ازادانه زندگی کنم چرا نمیگذارن...

دوستی بهم میگفت اینجانب تو بی عرضه هستی نمیدانم شاید درست میگفت شاید هم هیچ از اینجانب نمیدانست


خسته شدم از این نوع زندگی کردن


  • ۰۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۵۲
  • اینجانب

معرکه ست

يكشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۴۴ ق.ظ

چقد با این اهنگ قدم زدم

چقد با این اهنگ تو خودم رفتم

چقد با این اهنگ گریه کردم

هنوز هم با شنیدن این اهنگ لذت میبرم

خوشا ای دل بال و پر زدنت



  • ۰۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۴۴
  • اینجانب

..

يكشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۰۶ ق.ظ




  • ۰۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۰۶
  • اینجانب

کمک کامپیوتری

دوشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۲۰ ب.ظ
کسی میدونه این چیه و چطوری میشه غیرفعالش کرد در ویندوز۱۰.
چند روزه بسته اینترنت اینجانب تموم میکنه
.
  • ۱ نظر
  • ۲۱ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۲۰
  • اینجانب

تلخ تلخ

يكشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۲۸ ق.ظ

واقعیتی اما تلخ که نمیدانم از کجایش بنویسیم.

ادم قصه اینجانب ادم تحصیلکرده و بیکاریست  و  هر جا دنبال کار میگرده به دلیل  سن بالاش قبول نمیکنن . تا جایی که برادرش بر میگرده بهش میگه از خونه من برو بیرون وگرنه پلیس خبر میکنم .

اینجانب موندم با چه منطق و عقلی این حرف به برادرت زدی برادری که هر روز دنبال کار میگرده از کارگر ساده بگیر تا .... لعنت به همه چیز که ته اش ختم میشه به پول

از خونه ام برو بیرون وگرنه‌پلیس خبر میکنم

از خونه ام برو بیرون وگرنه پلیس خبر میکنم

از خونه ام برو بیرون وگرنه پلیس خبر میکنم

از خونه ام برو بیرون وگرنه پلیس خبر میکنم

از خونه ام برو بیرون وگرنه پلیس خبر میکنم

از خونه ام برو بیرون وگرنه پلیس خبر میکنم

  • ۲۰ اسفند ۹۶ ، ۰۳:۲۸
  • اینجانب

جای خالی سلوچ

شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۵۵ ب.ظ

بی کارسفره نیست و بی سفره ،عشق. بی عشق ،سخن نیست و سخن که نبود فریاد و دعوا نیست ،خنده و شوخی نیست،زبان و دل کهنه می شود، تناس بر لبها می بندد،روح در چهره و نگاه  در چشم ها می خشکد،دست ها در بیکاری فرسوده می شوند و بیل و منگال و دستکاله و علفتراش در پس کندوی خالی ، زیرلایه ضخیمی از غباررخ پنهان می کند. دیگر چه؟

خر که مرده باشد ، زمستان سرد و خشک که تن را زیر تن سیاه و سرد خود بفشارد، و اندوه که از جاگاه جان لبریز شده باشد ....

دیگر کجا جایی برای بند و پیوند می ماند؟ کجا جایی برای دل و زبان؟


محمود دولت ابادی

  • ۲۸ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۵۵
  • اینجانب

بادبادک باز

جمعه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ۰۵:۰۲ ب.ظ
وقتی  این رمان را خواندم به جمله ای که میگوید گذشته افغانستان و ایران انگار زمانی است که در اینده ان کشورها هستیم پی بردم  ولی  متاسفانه جنگ و نا بخردی مردم هر دو کشور را به فنا و سراشیبی سوق می دهد.



  • ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۰۲
  • اینجانب